ستاره باران

تنهایی باورم شده
تاریکی همدمم شده
گریه نمی کنم دیگه
غم از دلم جدا شده

. بهار فصل ايمان به مهرباني و كفر به نفرت و مرگ و ويراني است. و اينك بهاري ديگر از راه ميرسد؛ در حالي كه نبوغ ايراني را در تعيين روز اول آن با نام بلند نوروز كه عين اعتدال است؛ به نشانه آغاز سال ميبينيم.




عشق ايستادن زير باران نيست ؛
خيس شدن با هم نيست ؛
عشق آن است كه يكي براي ديگري چتري شود
و او هيچوقت نداند كه چرا خيس نشد
...
غم تنها ترین تنهای دنیا
تویی زیباترین زیبای دنیا
تو مثل امید یک قناری
قراری بر دل هر بی قراری
منم یلدای بی پایان عاشق
تو بودی مرحم زخم شقایق
تویی لالایی خواب خوش آواز
بالم را مشکن در اوج پرواز
نگاهت را می پرستم ای نگارم
فدای تار مویت هر چه دارم


من همان قاب تهی خسته و بی تصویرم،
كه برای تو و تصویر دلت می میرم..
از من آزرده مشو، میروم از خانه ی تو، قبل رفتن تو بدان عاشق و بی تقصیرم، تو اگر خسته ای از دست دلم حرفی نیست، امر كن تا كه بمیرم به خدا می میرم..

تو اگه پاییز زردی واسه من بهار سبزی...تو اگه هوای سردی واسه من همیشه گرمی... تو اگه ابر سیاهی واسه من ابر بهاری... تو اگه دشت گناهی واسه من یه بی گناهی... تو اگه غرق نیازی واسه من یه بی نیازی... تو اگه رفیق راهی واسه من یه تکیه گاهی... تو اگه دلت از سنگه واسه من خیلی قشنگه ... تو اگه باده پرستی ، تو اگر دیوانه هستی اگه مستی اگه پستی هر چه هستی من تو را با آنچه هستی دوست دارم
صفای صبح را درسینه داری
دلی روشنتراز آینه داری
توپاکی مثل شبنم مثل باران
تومروارید نایاب وفارا
که با گل الفتی دیرینه داری
هزاران گونه درگنجینه داری

آخه تو که نیستی نیستی که ببینی
نیستی پای غصه ام یه لحظه بشینی
گفتی که چشماتو ببند و عاشق شو
گفتی همه دنیام همش برای تو
چشمامو می بستم گفتی پیشت هستم
رفتی و نموندی رفتی و شکستم
دلتنگ چشاتم نیستی و باهاتم
نیستی و لی هر روز تو حال و هواتم
عاشقت خواهم ماند بی آنکه حس کنی


دوست دارم با ترنم باران چشمانم و شيوايي نيايش هاي شبانه ام
ترانه اي بسازم که عشق و اميد به زندگاني را بار ديگر در وجودم
زنده کند و شعاعي از آفتاب نگاهت را بر قلب تاريک و اندوهبار من
بتاباند و غرور و غفلت را از جانم بستاند
اگه قلبمو شکستی به فدای یک نگاهت این منم چون گل یاس نشستم سر راهت تو ببین غبار غم رو که نشسته بر نگاهم اگه من نمردم از عشق تو بدون که روسیاهم اگه عاشقی یه درده چه کسی این درد ندیده تو بگو کدام عاشق رنج دوری ندیده اگه عاشقی گناهه ما همه غرق گناهیم میون این همه آدم یه غریب و بی پناهیم تو ببین به جرمه عشقت پره پروازمو بستند تو ندیدی منه مغرور چه بی صدا شکستم
*
![]()
![]()
امشب بوي باران تازه است
التماس گريه بي اندازه است
تازگي ها شب برايم اشناست
من و شب هستيم، غم هم پيش ماست
مي نويسم گاه زيبا ، گاه زشت
مانده ام در لابه لاي سرنوشت
روز از گنجايش غم خالي است
شب براي گريه هايم عالي است
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
....![]()
![]()
![]()
![]()
![]()